![]()
فرهاد میدانست صد سال نمیتواند کوه را بکند
فقط میخواست یک عمر
اسمش را با شیرین بیاورند
![]() زندگی کوتاه است ، قوانین را زیر پا بگذار ، به سرعت ببخش ، با صداقت عاشق شو و با حرارت ببوس ، همیشه بخند ، هیچ وقت لبخند را از لبهایت دریغ نکن ، مهم نیست زندگی چقدر عجیب است ، زندگی همیشه آنطور که ما فکر می کنیم پیش نمی رود ، اما تا زمانی که هستیم ، باید بخندیم و سپاسگذار باشیم . |
شب تولدم مباركم باشه شب تولدم چقدر شلوغه ، خودم و خودم يه كارت تبريك چندتا شمع خاموش خودم گرفتم خودمو در آغوش هديه تو به من يه كادوي خيالي اتاق بي چراغ و منو دستاي خالي نوشته شده توسط نــــــــــانــــــــــی در 90/05/23 ساعت 18
ممنونم ممنونم اجازه دادی عاشقی کنم
(( یادت باشه کمترین مهربانیها از ضعیفترین حافظه ها هم پاک نمیشوند، پس چگونه فراموش خواهی شد تو که " ریشه ات از مهربانیست" )) نوشته شده توسط نــــــــــانــــــــــی در 90/03/26 ساعت 11
فرهاد
نوشته شده توسط نــــــــــانــــــــــی در 90/03/09 ساعت 7
خاطره ها
هیچگاه فاصله ها حریف خاطره ها نمیشوند بلکه این خاطره ها هستند که فاصله ها را در هم می شکنند پس بیا تا با هم خاطره های خوبمان را مرور کنیم شاید فاصله از این کمتر شوند میدانم که روزی مرا خواهی فهمید پس تا می توانی خاطره هایمان را زمزمه کن زیبای من. نوشته شده توسط نــــــــــانــــــــــی در 90/02/02 ساعت 20
تقويم ![]() به تقويمت نگاه كردي ، ببيني روزاي تكراري به احساسي كه تونستي ، ازش چشماتو برداري نميفهمي كه توو سينه ام ، چه آه سينه سوزيه به تقويمت نگاه كردي ، نگاه كردي چه روزيه به دنياي بدون من ، خدا را شكر برگشتي چه رفتاريو ديدي كه ، از اين ديوونه بگذشتي تو دنياي تو من مردم ، منه ديوونه ي سربار چه فرقي ميكنه باشم ، از امروز اسمم هم بردار به روزاي بد تقويم رو ديوار، نميدونم چرا اينقدر بدبينم كه حتي توي رويا هم كنار تو، يه چيزي رو شبيه سايه مي بينم به دنياي بدون من ، خدا را شكر برگشتي چه رفتاري رو ديدي كه ، از اين ديوونه بگذشتي تو دنياي تو من مردم ، منه ديوونه ي سربار چه فرقي ميكنه باشم ، از امروز اسمم هم بردار نوشته شده توسط نــــــــــانــــــــــی در 78/10/11 ساعت 0
|
.: 90/05/22 - 90/05/31 .: 90/03/22 - 90/03/31 .: 90/03/08 - 90/03/14 .: 90/02/01 - 90/02/07 .: 78/10/08 - 78/10/14 |